محمود نجم آبادى

317

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

درباره اسكندر مقدونى و آثارى كه وى از نظر پزشكى در ايران باقى گذارده ، مطالب چندى است كه اطلاع بدانها خالى از فايده نيست . توضيح آنكه اسكندر مقدونى طى مدت اقامت در ايران و فتوحاتش در هند و مصر و خلاصه مشرق زمين ، از نظر آنكه فاتح و غالب بوده آثار چندى از خود بيادگار گذارده كه اين موضوع فقط از نظر تاريخ طب شمه‌اى بيان شد ، اكنون اضافه مىكنيم كه دوران اسكندر مقدونى حد فاصل بين هخامنشيان و اشكانيان مىباشد ، مبحث جديدى در طب ايران باستان دارد ، بدين معنى كه با ورود وى به ايران با آنكه تمدن يونانى در ايران بخصوص طب رخنه نموده بود ، وى توانست اين امر را رونق بيشتر دهد كه پس از مرگ وى آثار آن باقى مانده كه ما اين آثار را در دوران اشكانيان و پس از آن به خوبى مشاهده مىكنيم . معروف است وقتى اسكندر به چشمه آب حيات رسيد ، در اينجا آندرياس از آب چشمه براى اسكندر غذائى تهيه كرد . سپس به سرزمينى رسيد كه بدون آفتاب و ماه و ستارگان هوا روشن بود ، چنان كه گفته شد در آن‌وقت سه پرنده به صورت انسان از جلوى او پريده به زبان رومى يا يونانى گفتند ، كه اى اسكندر زمينى كه سياحت مىكنى ، مخصوص خداوند است . اسكندر خواست مراجعه كند ، يكى از پرنده‌ها آواز داد كه مشرق‌زمين ترا مىطلبد ، اسكندر به آنتيوكوس فرمان داد كه با لوازم و اثاثه حركت كند ، آنگاه از شهر ظلمات خارج و به روشنى رسيد آنها كه در وسط راه سنگ برداشته بودند وقتى به روشنائى رسيدند همه آنها را جواهر و مرواريد ديدند . نظامى گويد : بخورد آب حيوان بفرخندگى * بقاى ابد يافت در زندگى